کامرون، نوجوان همجنسگرایِ مورد آزار، با وجود خطرها همراه با بهترین دوستش به تفنگداران دریایی میپیوندد. آنها در دورهی آموزشی، در میان خطرها دگرگونی عمیقی را تجربه میکنند، در حالی که گروهشان با مینهای زمینیِ واقعی و استعاری روبهرو میشود.
تفنگدار صورتی
بدون اینکه به مادرش چیزی بگوید، «کامرون» نوجوانی صادق و احساساتی، ناگهانی تصمیم میگیرد همراه بهترین دوستش «ری» وارد میدان سخت و بیرحمانهی دورهی آموزشی تفنگداران دریایی شود.
سیستم رفاقتی
یک تمرین آموزشی، پیوند میان «کامرون» و «ری» را تحت فشار قرار میدهد و برادران «جان» و «کودی» را وادار میکند با بار سنگین خانوادگی که به جزیرهی پاریس آوردهاند روبهرو شوند.
دورهی اعتمادبهنفس
«کامرون» با تمام توان تلاش میکند در یک دورهی آموزشی برای تقویت اعتمادبهنفس، خود را ثابت کند. گروه آنها عضو جدیدی را در اواخر دوره دریافت میکند. «باربارا» نیز درمییابد که همدردی گاهی مزایای خودش را دارد.
غرق شو یا شنا کن
در هفتهای پرتنش از آموزش شنا، «ری» برای سرپا ماندن در آب دستوپا میزند — تا زمانی که «کامرون» با نقشهای پرخطر وارد عمل میشود تا او را از غرق شدن نجات دهد.
بولزآی
احساسات به اوج خود میرسد، زیرا کامرون و سربازان جدید قصد دارند در آموزش تیراندازی به اهداف خود برسند. گروهبان سالیوان در معرض اهداف کاملاً متفاوتی قرار میگیرد.
چیزهایی که حمل میکنیم
این دسته با هزینههای نیروی دریایی بودن دست و پنجه نرم میکند. کاپیتان فاجاردو، گروهبان دوم مککینون را در جریان امور قرار میدهد. سالن غذاخوری کاملاً شایسته نامش است.
عشق میدان نبرد است
با شروع آموزش رزمی، یک بازی ذهنی وحشیانه، سرباز تازه کار را به مرز فروپاشی میرساند. نقض پروتکل، مشکلاتی را در صفوف سربازان ایجاد میکند.
کوره
سربازان تازه کار با آزمون نهایی روبرو میشوند، زیرا کوره آستانه تحمل آنها را به چالش میکشد - و برادری تنها راه عبور از خط پایان است.