دختر جدیدی به نام ترینیتی به خانهای در آنسوی خیابانِ همسایهی مرموز، آقای پیترسون، نقلمکان میکند. او همراه نیکی و دوستان کمدلترشان، وارد مأموریتهای پنهانی و ترسناکی میشود تا پرده از رازهای وحشتناکی بردارند که در زیرزمین خانهی مخوف پیترسون پنهان شدهاند.
همسایههای جدید
ترینیتی به شهر مرموز ریون بروکس نقل مکان میکند و بهزودی متوجه میشود که همسایهی دیوار به دیوارش احتمالاً چیزی وحشتناک را پنهان کرده است. او با نیکی و بچههای باشگاه مخترعان همراه میشود تا حقیقت را کشف کنند.
گروه آماده است
ترینیتی و نیکی اعضای گروه را دور هم جمع میکنند تا دربارهی آقای پیترسون تحقیق کنند — کسی که قطعاً یک قاتل نیست!
قطعههای پازل
اعضای گروه یافتههای خود را دربارهی محل اختفای آقای پیترسون با هم در میان میگذارند.
آیا آدمربایی حساب میشود، اگر بچه نخوابیده باشد؟
پیش از آنکه گروه بتواند وارد خانهی آقای پیترسون شود، از هم میپاشد؛ کسی که مشغول مستحکمتر کردن خانهاش بوده. وقتی کنار دوستانت نیستی، اتفاقات بدی میافتد.
دیگر نیکیای در کار نیست
نیکی ناپدید شده. در حالی که بچهها برای مرحلهی بعدی نقشه میکشند، ترینیتی مهمانی غیرمنتظره دارد. انزو ثابت میکند که شجاع است.