در شهری کوچک در تگزاس، احساسات بهشدت جریان دارد، چرا که سه خاندان دامدار برای زمینهایشان، میراثشان و کسانی که دوستشان دارند میجنگند.
نذار سقوط کنم
استیتن که غرق در غم از دست دادن است، متوجه احساسات روبهرشد کویین نمیشود — در حالیکه دیویس فرصت را غنیمت میشمارد. ورود یک غریبهی مرموز، آرامش شهر را بر هم میزند.
بهقدر روشنایی روز مطمئن
استیتن سرنخی کلیدی را در تحقیقاتش دنبال میکند. کویین معاملهای انجام میدهد که پیامدهای نگرانکنندهای دارد. لوکاس برای کنترل برادرش با سختی روبهروست.
گاهی دردسر هم میتونه لذتبخش باشه
در مراسم بازگشایی بزرگ سالن رقص، تنشها بالا میگیرند. چهرهای آشنا از گذشتهی یانسی، به شکلی ناخوشایند ظاهر میشود.
اون پسر تمام قلب منه
درگیری با پدرش فرصتی برای رید فراهم میکند تا با استیتن ارتباط برقرار کند — حتی اگر به معنای کار کردن شانهبهشانه با لوکاس باشد. دیویس سعی دارد دل کویین را به دست آورد.
من عاشق یه راز خوبم
رابطهی در حال رشد دیویس با کویین با حضور همسر سابقش تهدید میشود؛ زنی با نقشهای حیلهگرانه برای نابودی استیتن و کپ. یانسی در مسابقات رودئو ریسک میکند.
باید دربارهی رید صحبت کنیم
پائولا جو بین استیتن و کویین بذر اختلاف میپاشد. الی در گذشتهی یانسی کنکاش میکند. لوکاس و لورن به کشفی شوکهکننده میرسند.
به لطف خدا
زمانی که گردبادی مهیب رخ میدهد، استیتن و کویین ناچار میشوند در کنار هم بمانند. یک اعتراف، رازهای تازهای را در پروندهی مرگ رندال آشکار میکند.
بذر فاسد
با وجود پیشرفتی مهم در پرونده، دن همچنان شک دارد. الی به یانسی فشار میآورد تا حقیقت را به کپ بگوید. لورن خود را برای آزمون بزرگ تشویقگری آماده میکند
درباره همیشه
بین علاقههای مختلفش گرفتار شده، کوئین باید یک انتخاب سخت بکند. اتحاد شکننده استتن و دیویس تهدید میشود. کاپ با پشیمانیهای گذشتهاش روبهرو میشود.
شاید وقتش باشد که یانسی گری هم بمیرد
تنشها بین استتن و دیویس به اوج خود میرسد. الی یک راز بزرگ را کشف میکند. دن باید تصمیم بگیرد که آیا حقیقت را فاش کند، با هزینهای بسیار سنگین.