در میانهی شورش یک زندان، وکیلی مدافع حقوق بشر برای زنده ماندن خود را به جای یکی از زندانیان جا میزند. اما هرچه بیشتر در میان آنها حل میشود، آشوب و فقدانهای شخصی پرده از تاریکی درون او برمیدارند.
تغییر برنامه
دیدار با یک موکل برای «خوان»، وکیل مدافع حقوق بشر، به شکلی غیرمنتظره پیش میرود. او پس از گرفتار شدن در یک شورش زندانی، ناخواسته درگیر سیاستهای فاسد داخل زندان میشود.
شرایط انسانی تر
همانطور که خوان سعی می کند خود را با هم ترکیب کند، نکات زیر و بم جناح های زندان را می آموزد. در حالی که گاندارا سعی می کند کنترل را دوباره به دست آورد، کالانچو بالدور را گروگان نگه می دارد.
یهودای دروغین
پس از کشف راز خوان، او با شروعی وحشیانه در زندگی زندان روبرو می شود. در سیوداد خوارز، یک وضعیت مخاطره آمیز زندگی غیرنظامیان را تهدید می کند.
یکی از ما
خوان متوجه می شود که آزادی او بهای بالایی دارد، در حالی که یک هشدار خونین از 25 خشم کالانچو را فوران می کند. مقررات منع آمد و شد فرماندار مونتس در سراسر شهر هلنا را تحت تأثیر قرار می دهد.
مناسک انسانی
پس از دیدن هلنا، خوان مارپیچ می شود. برنامه استرداد مونتس برای بالدور با یک متحد جدید پیش می رود، زیرا گاندارا ضربه ای به کالانچو وارد می کند.
پادشاه مرده است، زنده باد شاه
با فرار گاندارا، باتیستا به زندان نفوذ می کند و کالانچو تصمیمی می گیرد که زندگی را تغییر دهد. خوان در نوع جدیدی از آزادی مستقر می شود.