مارینت و آدرین، دو نوجوان پاریسی هستند که نگهبان جواهرات قدرتمندی میشوند تا بتوانند به ابرقهرمانهایی به نام لیدیباگ و کتنوآر تبدیل شوند. اما هیچکدام از آنها از هویت واقعی دیگری خبر ندارد — و نمیدانند که در واقع همکلاسیاند!
تصعید
آدرین دوست جدیدی پیدا کرده که مرینت هم مصمم است با او دوست شود. اما مرینت هیچ ایدهای ندارد که چگونه با کسی که نیازی به کمک ندارد دوست شود.
ورپاپاس
وقتی آدرین از ملاقات با پدربزرگ و مادربزرگش عصبی میشود، مرینت برای حمایت از او، میز ناهار را ترک میکند... غافل از اینکه یک جنگ خانوادگی در شرف وقوع است.
ددیکاپ
مرینت برای جشن گرفتن صدمین بوسهاش با آدرین، یک شب رمانتیک را برنامهریزی کرده است - در حالی که فراموش کرده بود که از قبل برای یک شب فیلم دیدن با دوستان دخترش برنامهریزی کرده است!
آشکار کننده
مرینت و آدرین حالا مشهورترین زوج پاریس هستند. به همین ترتیب، آنها توجه یک اینفلوئنسر بیوجدان را جلب میکنند که برای جلب توجه حاضر است هر کاری انجام دهد...
اقلیمشناس
لیدی باگ و کت نوآر با شروری روبرو میشوند که مصمم است قدرت آنها را بدزدد. آیا ابرقهرمانان میتوانند از این طوفان جان سالم به در ببرند؟
گاو نر سنگی
در حالی که ایوان با شرایط خانوادگی سختی روبرو است، مرینت نامهای از پدرش که خطاب به آدرین نوشته شده است، پیدا میکند.
حاکم
مرینت در حالی که به شدت سعی میکند سرماخوردگی فصلی خود را از آدرین پنهان کند، سعی میکند به ناتانیل کمک کند تا خودش را اثبات کند تا بتواند کمیکی را که مارک برایش نوشته بود، تصویرسازی کند.
آقای آگرسته
مرینت متوجه میشود که نگه داشتن یک راز از آدرین به طور فزایندهای دشوار است... و ورود یک ابرشرور که دقیقاً شبیه دشمن قدیمی اوست، کمکی نخواهد کرد!
آژیر خواب
وقتی اوندین نگران است که هنوز اولین بوسهاش را با کیم نداشته و در مورد احساسات واقعی او کنجکاو میشود، مرینت تصمیم میگیرد به روش خودش به او کمک کند.
رانندهٔ بیپروا
مارینت آرزو میکند ایکاش میتوانست راهحلی جادویی برای کمک به دوستی که دچار فوبیاست پیدا کند، اما همهٔ مشکلات را نمیتوان با معجزهٔ لیدیباگ حل کرد!
قلعهٔ تاریک
برای اینکه الیکس بتواند تولدش را در کنار دوستان و خانوادهاش جشن بگیرد، مارینت معجزهگر خرگوش را پس میگیرد و برای چند ساعت به نگهبان زمان تبدیل میشود.
یاکسی گوزن
در حالی که آدرین فکر میکند چگونه میتواند به اندازهٔ مارینت غافلگیرکننده باشد، کاگامی و فلیکس به دنبال راهی هستند تا از غافلگیریهای ناخوشایند دوری کنند. اما یک ابرشرور، نقشههای هر چهار نوجوان را به هم میریزد.
گرندیپیِر
در حالی که زوئه به دنبال راهی برای متوقف کردن افراد بدخواهی است که با آنها روبهرو میشود، لیدیباگ و تیمش خود را در برابر مجموعهای از رویدادهای عجیب در پاریس مییابند. علاوه بر رویارویی با یک ابرشرور بهشدت انتقامجو، قهرمانان ما…
نوئه
مارینت سرشار از شادی است. مدتیست همهچیز در پاریس بهخوبی پیش میرود. آیا وقت آن نرسیده که کمی آرام بگیرد و از بودن در کنار آدرین و دوستانش لذت ببرد؟ اما از مایلن میشنود که فیلمی در حال ساخت است که فیلمنامهٔ آن…