صریحاللهجه و همیشه کنجکاو؛ این خلاصهی تمامقدِ هریتِ یازدهساله است. اما اگر قرار است هریت ام. وِلش، نویسندهی آینده، باشد، باید همهچیز را بداند. و دانستنِ همهچیز یعنی باید جاسوسی کند… از همه.
من یک جاسوس وحشتناکم
تمایل هریت برای دانستن و دیدن همهچیز ممکن است زندگی منزوی آگاتا ک. پلامبر را بهطرز مثبتی تغییر دهد.
رأی کت
کت جدید هریت برای او عالی است ـ و ظاهراً برای ماریون هاوثورن هم همینطور. اما چه کسی در رأیگیری مدرسه برنده خواهد شد؟
با قلبم قسم میخورم و امیدوارم نرقصم
جِینی و هریت قسم میخورند که هرگز به مدرسهی رقص نروند، اما هریت نمیداند که جِینی در واقع رقص را دوست دارد.
تنهازی جاسوس
بعد از یک روز وحشتناک، هریت میخواهد کمی تنها باشد. مراقبت از ۲۶ گربهی آقای ویثرز دقیقاً همان چیزی است که نیاز دارد… یا شاید نه؟
منشأ ام
هریت دربارهی حرف میانی نامش میآموزد و دربارهی هویت خود سوال میکند. پرستارش، اُل گولی، درس ارزشمندی دربارهی هویت به هریت میدهد.
با حقیقت روبهرو شو
جِینی و هریت فرصت ملاقات با خوانندهی مورد علاقهشان را پیدا میکنند، اما با حقیقت شوکهکنندهای دربارهی موسیقی او روبهرو میشوند.
کمیابترین پرنده
هریت واقعاً میخواهد در یک مسابقهی عکاسی برنده شود، اما این یعنی باید با کسی همکاری کند که با او همنظر نیست: مادرش.
عاشقان عروسکی
اسپورت و هریت فکر میکنند وقت آن رسیده که از عروسکهای محبوبشان خداحافظی کنند، اما نظرشان عوض میشود ـ و داستان تغییر میکند ـ به لطف گزارشهای زیرکانهی ماریون.
جاسوس در برابر جاسوس
هریت خانوادهی گارسیا را به مسیر جاسوسی خود اضافه میکند… و متوجه میشود که کسی در حال جاسوسی از اوست.
به خود آیندهام
در روز تولدش، اُل گولی فهرستی از همهی کارهایی که میخواست تا ۳۵ سالگی انجام دهد مرور میکند ـ و هریت مصمم است به او کمک کند تا همه را کامل کند.