دوبلین، ۱۸۶۸. پدرسالار خانوادهٔ گینس درگذشته است و چهار فرزند او ــ هر یک با رازهای تاریکی که پنهان کردهاند ــ سرنوشت کارخانهٔ آبجوسازی را در دست دارند.
قسمت 1
روز خاکسپاری سِر بنجامین لی گینس فرا رسیده است. در خیابانهای دوبلین آشوب در حال شکلگیری است، در حالیکه فرزندانش برای آیندهٔ خانواده نقشه میکشند.
قسمت 2
وصیتنامه همه چیز را به دو تن از خواهر و برادرها میسپارد و دو نفر دیگر را بینصیب میگذارد ــ و هیچیک از آنها راضی نیستند. رافرتی تهدید میکند و خودش هم تهدیدی دریافت میکند.
قسمت 3
اَن سفری هولناک با کالسکه را تجربه میکند. آرتور پیشنهادی میدهد، ادوارد تغییراتی در کارخانهٔ آبجوسازی ایجاد میکند و بنجامین تصمیم میگیرد راه خودش را در پیش بگیرد.
قسمت 4
تمام اشراف دوبلین در مراسم عروسی آرتور حاضر میشوند ــ از جمله دو چهرهای که او انتظارشان را نداشت. بنجامین در کنار ادوارد میایستد و طرح گسترش آغاز میشود.
قسمت ۵
وقتی حرفه سیاسی آرتور از درون متلاشی میشود، رافرتی به همسرش دلداری میدهد. بایرون قولی میدهد که میتواند خانواده گینس را به موفقیت یا شکست برساند.
قسمت ۶
النِ درمانده از ادوارد کمک میخواهد. در سفری به کلونبو، آدلاید او را در پرتوی تازه میبیند و آرتور تصمیم میگیرد که بیشتر در کارخانه آبجوسازی مشارکت داشته باشد.
قسمت ۷
کار بر روی مسکن اجتماعی جدید آغاز میشود. ادوارد و آرتور موافقت میکنند که در برابر خواستههای خود مقاومت کنند و کاری را انجام دهند که برای کارخانه آبجوسازی - و خانواده - بهترین باشد.
قسمت ۸
با نزدیک شدن به روز انتخابات، چهرهای آشنا به دوبلین بازمیگردد. آرتور با وجود خطر قریبالوقوع، همچنان به مبارزات انتخاباتی خود پایبند است.