وقتی یک شرور مرموز تهدید میکند دروازههای جهنم را بگشاید، یک شکارچی شیاطین جذاب و فریبنده شاید بهترین امید جهان برای نجات باشد.
دوزخ
یک سرقت خشونتآمیز در موزهای در شهر واتیکان باعث هرجومرج میشود و دانته، شکارچی دیوها، ناخواسته وارد توطئهای شوم برای گشودن شکافی میان دو جهان میگردد.
بانوی اندوه
در واشنگتن، سازمان DARKCOM گروهی از مزدوران را گرد هم میآورد و جایزهای برای دستگیری دانته — و یادگار خانوادگیای که به گردنش آویخته — تعیین میکند.
راهی ژرف و وحشیانه
فلشبکی به گذشتهی ماری میپردازد. در زمان حال، کاروانی حامل محمولهای ارزشمند در مسیر خود با مانعی روبرو میشود، در حالیکه «خرگوش سفید» به طعمهاش نزدیکتر میشود.
تمام امید را رها کنید
سیگنال آویزه، DARKCOM را به ساختمانی مخروبه هدایت میکند. اما آیا این واقعاً پناهگاه خرگوش است... یا تلهای از پیش طراحیشده؟ دانته از منشأ واقعی خود پرده برمیدارد.
سقوط
کشفهایی تاریک مأموریت ماری را پیچیدهتر میکنند. سقوطی هیجانانگیز باعث دگرگونیای عظیم میشود و دانته را وادار میکند تا با نیمهی اهریمنیاش روبهرو شود.
دایرهی اول
سفری پرمعنا به اعماق حقیقت، داستانی هولناک از دو کودکی را آشکار میسازد — سرنوشتهایی موازی که به هم گره خوردهاند.
در دروازههای بهشت
صحنه برای نبرد نهایی آماده میشود؛ خرگوش و ارتشش در انتظار ورود دانتهاند. اما بیش از یک قهرمان برای نبرد پا پیش گذاشته است.
رودی از خون و آتش
دانته و ماری با انتخابهایی ناممکن روبهرو میشوند — و دشمنی قدرتمندتر از هر آنچه جهان تاکنون دیده است. پس از آن، بینز نقشهای جسورانه را به اجرا میگذارد.