یک افسر ویژه که از خدمت اخراج شده، در کنار آمدن با شغل جدید خود که امنیت فروشگاه است، با مشکلاتی روبهرو میشود؛ تا زمانی که راهی برای حل مشکلات مالیاش پیدا میکند.
قسمت 1
پس از اینکه یک حمله عصبی تیمش را آسیبپذیر میکند، اسکار با شروع دوباره تمام زندگیاش روبرو میشود.
قسمت 2
اسکار برای آشتی با خواهرش پیشقدم میشود.. تلاشی برای آغاز زندگی عاشقانهاش دوباره او را دچار حس آسیبپذیری میکند.
قسمت 3
سیلْوِک با تردید به اسکار کمک میکند تا چند تدارکات مخفی برای عملیات بعدیاش تهیه کند، در حالی که تلاش میکند حقیقت را از همسرش پنهان نگه دارد.
قسمت 4
در حالی که به نظر میرسد همه چیز در حال مرتب شدن است، اسکار یک دستگاه ضبط صدا در خانهاش پیدا میکند. حالا تلاش برای دنبال کردن هدف جدیدش حیاتی ست.
قسمت پنجم
تحت حمله، تمام خانواده خود را در محاصره میبینند — و فرزند متولد نشده مارتا در مرکز این خطر قرار دارد.
قسمت ششم
اکنون در بیمارستان، مارتا تنها بیدار میشود و از خود میپرسد همسرش کجاست. در جای دیگر، اسکار و سیلوک باید بالاخره با دشمنان خود رودررو شوند.