پس از یورش نورمنها به انگلستان، «راب»، پسر یک جنگلبان ساکسون، و «ماریان»، دختر یک اشرافزاده نورمن، عاشق یکدیگر میشوند و برای برقراری عدالت، مبارزه با فساد و بازگرداندن صلح به سرزمینشان متحد میشوند.
او را میبینم
ما با «رابرت اهل لاکسلی» آشنا میشویم، جوانی ساکسون که جهانش بهدلیل بیعدالتی فرو میپاشد. تلاش او برای جبران یک ظلم شخصی، او را به چیزی افسانهای بدل میکند... نه فقط یک انسان، بلکه یک نماد.
یک شیطان پلید
رابرت لاکسلی، جنگلبان جوان ساکسون، پس از مشاهده اعدام وحشیانه پدرش، سقوط خطرناکی را به سوی انتقام آغاز میکند که افسانهای را شعلهور خواهد کرد.
هیچ مردی نمیتواند برای همیشه پنهان شود
مرگ پسر هانتینگدون، شکاف بین نورمنها و ساکسونها را عمیقتر میکند. راب، متحد قدرتمندی به نام جان کوچک پیدا میکند، اما تعقیب کلانتر بیشتر میشود و یاغیان را به اعماق شروود میکشاند. ماریان وارد دربار خیرهکننده اما خطرناک وستمینست میشود.
علت این ناآرامی
راب و گروهش پول جایزه کلانتر را هدف قرار میدهند - سرقتی جسورانه که اگر در ابتدا منجر به کشته شدنشان نشود، میتواند سرنوشتشان را تغییر دهد.
به آنها برگردید
راب همه چیز را به خطر میاندازد تا خانواده میلِر را از اعدام نجات دهد. در وستمینستر، دنیای ماریان با شنیدن خبر مرگ برادرش دگرگون میشود.
مقید به عشق، جدا شده توسط دروغ
ملکه الینور به ناتینگهام میرسد و بارونها و کلانتر را به آشوب میکشاند. راب و ماریان بالاخره دوباره به هم میرسند.
دزدهایی با هدف مشخص
راب طبق پیمان مخفی خود عمل میکند. در همین حال، شاهزاده جان به وستمینستر میرسد و ماریان درگیر یک ماجرای خطرناک میشود.
بهای واقعی سرپیچی
راب عملیات نجات جسورانهای را برای عمویش و بزرگان ساکسون آغاز میکند، اما در دام کلانتر گرفتار میشود؛ مرگ یک یاغی خشم راب را شعلهورتر میکند؛ در وستمینستر، پیوند رو به رشد ماریان با پرنس جان، ماموریت او برای النور را به طور فزایندهای خطرناک میکند.
من تو را انتخاب میکنم
در واکنش به مرگ هنری، راب عمارت واریک را به آتش میکشد و واریک را میکشد و تاک را فراری میدهد؛ کلانتر به ملاقات الینور میرود؛ پرنس جان جاسوسی ماریان را کشف میکند و او را مجبور به فرار میکند و خبر میدهد که پادشاه، گای گیسبورن را برای کشتن راب فرس
یک دشمن سقوط میکند، دیگری برمیخیزد
در حالی که گای اهل گیسبورن قصد کشتن راب را دارد، کلانتر علیه او نقشه میکشد تا پادشاه را به انگلستان بکشاند؛ راب آماده حمله میشود؛ ماریان برای کسب اطلاعات به خانه پدرش نفوذ میکند؛ یاغیان ماموریتهای حیاتی برای پیروزی را رهبری میکنند؛ همه باید م