نوجوان کمی افسردهحال، ستسو، دوباره به دنیای جایگزینی به نام اکلر احضار میشود؛ جایی که پنج سال پس از اینکه او آن را نجات داده بود، اکنون جنگی در آستانه وقوع است. با این حال، تلهای باعث شده بود که او به دنیای اصلی خود بازگردانده شود ـ آن هم به شکل یک نوزاد ـ در حالی که حافظه و قدرتهایش همچنان دستنخورده باقی مانده بود.
احضار مجدد به دنیای دیگر
پس از تناسخش از دنیای دیگری، ستسو زندگی جدیدی را به عنوان دانشآموز دبیرستانی آغاز میکند. با این حال، به دلایلی نامعلوم، دوباره به همان دنیا یعنی اکلر احضار میشود. پیش از آنکه بتواند از بازگشتش لذت ببرد، خود را درگیر جنگ با نیروهای شیطانی میبیند.
سفر دوم
ستسو راهی قاره شیطانی میشود و در این مسیر با نوهی یک تاجر آشنا میشود که در زندگی قبلی با او ملاقات کرده بود و حالا خود وظیفهای برای انجام دادن دارد…
سرخ کردن دوبارهی یک ماهی مرکب
ستسو، روری و لویا به قارهی شیاطین میرسند. آنها با آشنایان قدیمی دیدار میکنند و ناخواسته درگیر نقشهای شوم میشوند که پای پادشاه شیاطین و تاجری مرموز را به میان میکشد.
هدیهای برای بار دوم
پادشاه شیاطین، دزاستول، به جنگ گذشته و وعدهی صلحی که به ستسو داده بود میاندیشد. در همین حال، ستسو، لویا و ولاد برای نجات او از ازدواجی ناخواسته با مردی مرموز به نام تران اسنیتر، با شتاب دست به کار میشوند.
تعقیب داغ برای بار دوم
در حالی که ستسو در قارهی شیاطین مشغول نبردهای خود است، یوهی تمرین میکند تا آنقدر نیرومند شود که بتواند در کنار او بایستد. او با کمک سختگیریهای دلسوزانهی الکا، به نوع خاصی از اراده و عزم درونی خودش پی میبرد.
شاگرد گرفتن برای بار دوم
ستسو و لویا راهی قارهی قومِ وحش میشوند. در مسیر، با دوست قدیمی ستسو، الیزه، روبهرو میشوند و درمییابند که او با اژدهایی مرموز در نبرد بوده است. آنها با هم پرده از حقیقتی تکاندهنده برمیدارند.