کارکنان مرکز پزشکی ترومای پیتسبورگ شبانهروزی برای نجات جان انسانها در یک بخش اورژانس شلوغ و با بودجهی ناکافی تلاش میکنند.
ساعت ۷ صبح
در چهارم جولای، رابی با جایگزین خود برای مرخصی تحصیلی آیندهاش ملاقات میکند و چهرهای آشنا به خانواده پیت بازمیگردد.
ساعت ۸ صبح
در حالی که با نگرانی منتظر شهادتش بود، کینگ غلت زد. الهاشمی سعی کرد فناوری جدیدی را به اورژانس معرفی کند.
ساعت ۹ صبح
پس از تصادف موتورسیکلت، زن و شوهری خود را در اورژانس مییابند. بعداً، رابی با یکی از بازماندگان درخت زندگی آشنا میشود.
ساعت ۱۰:۰۰ صبح
با تعطیلی بیمارستانی در همان نزدیکی در شلوغترین روز سال، رابی و تیمش باید بیماران بیشتری را پذیرش کنند، از جمله قربانی یک حادثه پارکور.
ساعت ۱۱:۰۰ صبح
همچنان که بیماران، از جمله یک زندانی محلی، به بیمارستان هجوم میآورند، رابی و لنگدان باید با هم همکاری کنند تا یک بیمار محبوب را نجات دهند.