سونوو هه، ستارهی کودکِ سابق، پس از گذشتهای پرآشوب اکنون بهعنوان یک رماننویس زندگی آرامی دارد. نخستین عشق او، جهیون، که حالا مدیر جاهطلب یک شرکت سرگرمی است، پس از ده سال بازمیگردد. این دیدار دوباره خاطرات گذشته را زنده میکند و مسیر زندگی هر دوی آنها را دگرگون میسازد.
دیدار دوباره
سونگ جهیون، مدیر برنامهها، به دنبال سانوو هه ــ بازیگر کودک سابقی که از دنیای هنر کنارهگیری کرده ــ میگردد تا برای استعدادش، مو تهرین، نقشی تلویزیونی فراهم کند.
جدایی
وقتی جهیون و هه در حال نوشیدن با هم گفتوگو میکنند، به یاد روزهایی میافتند که هه بهعنوان دانشآموزی با استعداد در نویسندگی به دبیرستان جهیون منتقل شد. جهیون که رئیس کلاس بود، مراقب هه بود و کمکم دل به او بست.
بیت و بیباپ
هه پیشنهاد جهیون را میپذیرد و تهرین و هه سرانجام برای ساخت مستندی دو قسمتی دوباره با هم روبهرو میشوند.
در جزیره
با وجود جنجالی که ویدیوهای هه به راه میاندازد، او تصمیم میگیرد فیلمبرداری را ادامه دهد. گروه برای ضبط صحنهای از هه و تهرین در ساحل، راهی جزیره میشود.
۱.۵
پس از بوسهای که میان هه و جهیون رد و بدل میشود، فضا میان آنها awkward و ناراحتکننده میشود و جهیون احساساتش را زیر سؤال میبرد. تهرین و سوکجو خاطرات روزهای مدرسه را مرور میکنند. شرکت «فیل اینترتینمنت» در
احساسات جهیون
جهیون در مورد احساساتش نسبت به هه سردرگم است و تهرین هم نمیداند در کنار سوکجو چه حسی دارد. هه و سوکجو با وجود فضای ناخوشایند میان خودشان و پیلدو، همچنان بر برادریشان پایبند میمانند.
بدشانسی هه
جهیون و تهرین هر دو به فرد مورد علاقهی خود دل میبندند و جهیون تصمیم میگیرد با نقشهای بینقص، شانسش را امتحان کند.
مسیرهای هه و جهیون
وقتی جهیون میشنود که هه بیمار شده، دچار سردرگمی میشود و به خانهی پدریاش بازمیگردد.
میان تصمیمها
زمانی که جهیون بهطور اورژانسی به اتاق عمل منتقل میشود، هه برای پیدا کردن او بیمارستانها را جستوجو میکند. همزمان، نوری برای آزمون عملی عکاسی آماده میشود و با تردید دیدار با مادرِ واقعیاش دستوپنجه نرم میکند.
رویارویی با حقیقت
هه که وضعیت جسمیاش رو به وخامت است، بیماریاش را پنهان میکند و در عین حال به جهیون نزدیکتر میشود. از سوی دیگر، نوری در حالی که برای آزمون عملی آماده میشود، خود را برای ملاقات با مادرِ تولدیاش مهیا میکند.
روزهای عادی
هه و جهیون تصمیم میگیرند مانند یک زوج معمولی زندگی کنند و به سختیهایی که ممکن است پیشِ رو باشد فکر نکنند. تهرین و سوکجو هنوز در حال سازگار شدن با یکدیگرند، اما با گذشت زمان، علاقهشان عمیقتر میشود.
کتاب جدید
در بیمارستان، هه میان هوشیاری و بیهوشی در نوسان است و جهیون کنار او میماند و قول میدهد که با هم با این شرایط روبهرو شوند. حالوهوا تلخ و شیرین است؛ امید در هم تنیده با ترس.