شرلوک هولمز با پروندهای شوم روبهرو میشود که جان دوستانش را به خطر میاندازد. آملیا، دختری آمریکایی، پس از قتل مادرش به امید یافتن پدرش وارد ماجرا میشود. با وجود تفاوتهایی که با یکدیگر دارند، آن دو موفق میشوند پرده از یک توطئه بردارند و راز قتل مادر آملیا را فاش کنند.
چالش
شرلوک هولمز که تحت باجخواهی قرار گرفته و از تحقیق در پرونده کنار گذاشته شده، زمانی بارقهای از امید مییابد که دختر جوانی به خانهاش میآید؛ دختری که شاید کلید حل معمای ربوده شدن دختر یک سفیر را در دست داشته باشد.
رشتهی مشترک
در حالی که شرلوک به دنبال یک کالسکهی دزدیده شده میافتد، آملیا را برای انجام تحقیقی در سراسر لندن میفرستد؛ اما آملیا مسیر خودش را دنبال کرده و با تکیه بر شهودش به پاسخها نزدیکتر میشود — هرچند به خطر نیز بیش از پیش نزدیک میشود.
شریکان جرم
آملیا برای یافتن سرنخ، مخفیانه وارد خانه کلارا میشود؛ شرلوک نیز به بهانه دیدار با دشمن همیشگیاش، موریارتی، به زندان میرود.
برای خویشان و نزدیکان
امیلیا پس از برخورد با مردی جذاب و مسلح، جزئیاتی را از هولمز پنهان میکند، اما زمانی که تحقیقات او به ماجرایی مرگبار ختم میشود، شرلوک مجبور میشود وارد عمل شود.
توماس شکاک
شرلوک به دنبال جواهرات گمشده و ارتباط آنها با آدمربایی دوستانش میگردد؛ او برای کمک، به سراغ بازرس بیمه، برتویسل، میرود.
اتصالهای پنهان
در حالی که شرلوک و آملیا در تلاشاند تا دشمنانی را که از هر سو آنها را احاطه کردهاند شناسایی کنند، هولمز دِینی را به قدیمیترین دشمن خود ادا میکند و دیداری ترتیب میدهد میان
پشم زرین
پس از رمزگشایی شبکه ارتباطی «نخ سرخ»، شرلوک با جدیت در پی یافتن قربانیان آدمربایی است؛ رد پاهایی را دنبال میکند که او را تا خزانههای بانک انگلستان میکشاند.
آخرین رقص
شرلوک و آملیا که نقاب از چهره سندیکای نخ قرمز برداشتهاند، باید در مورد انتظارترین جشن اولین حضورشان در فصل، با دشمنانشان روبرو شوند.