کابل، ۱۴ اوت ۲۰۲۱. طالبان در آستانه ورود به شهر هستند و فرانسه در حال آمادهسازی برای تخلیه سفارت خود است. اما سقوط ناگهانی کابل در روز بعد، تمام برنامهها را بههم میریزد. دیپلماتهای فرانسوی، ایتالیایی، آلمانی، آمریکایی و نیروهای پلیس ناچارند همه چیز را بهصورت بداهه مدیریت کنند...
سقوط
بدترین کابوسهای خانواده نازانی، که زندگی غربیتری در افغانستان داشتند، زمانی به واقعیت میپیوندد که طالبان وارد کابل میشوند. در فرودگاه، "جیووانی"، وابستهی جوان و بیتجربهی سفارت ایتالیا، با هجوم پناهجویان درمانده دستوپنجه نرم میکند.
محاصره
وقتی طالبان بالگردهای آمریکایی را از اطراف سفارت فرانسه دور میکنند، "ژیل" درهای سفارت را باز میکند و "زهرا" و "باقر" موفق میشوند وارد شوند. در همین حال، "فضل" که توسط طالبان تحت تعقیب است، از یکی از مأموران سیا درخواست کمک میکند.
تهدید
باقر پنج اتوبوس مدرسه اجاره میکند تا روند تخلیه سفارت فرانسه به سمت فرودگاه آغاز شود. همزمان، "ورا" و همکارانش موفق میشوند "حسن" را در یکی از اردوگاههای طالبان شناسایی کنند، اما هنگام تلاش برای نجات او، گرفتار میشوند.
شب
ژیل و کاروان اتوبوس فرانسوی توسط طالبان متوقف میشوند. همچنین، در هجوم دیوانهوار پناهندگانی که سعی میکنند از نگهبانان آمریکایی عبور کرده و وارد فرودگاه شوند، جیووانی پسر جوانی را پیدا میکند که به دنبال والدینش میگردد.
شمارش معکوس
جیووانی که در فرودگاه مهر و موم شده گیر افتاده است، نمیتواند به دنبال والدین هارون بگردد. در این میان، ورا و حسن، که هنوز پیاده و دور از فرودگاه هستند، روستاییان بدگمان افغان را متقاعد میکنند که یک ون به آنها بفروشند.
عزیمت
در دوحه و در مسیر پاریس، زهرا از حمله در فرودگاه کابل مطلع میشود. در همین حال، ژیل که به شدت ناامید شده، شاگردان افغان خود را رها میکند و به همراه دیگر فرانسویها آنجا را ترک میکند. همه چیز تمام شده است.