یک جوان سادهزیست به سن بلوغ میرسد و درمییابد که آخرین بازمانده از نسل باستانی گرگینهها و وارث تاجوتخت است؛ در این مجموعهی ماجراجویانه و حماسی از دنیای فانتزی.
طلوع گرگ
در شبی مهتابی، نوجوانی به ظاهر معمولی به نام درو فرن کمکم متوجه تغییرات عجیبی در وجودش میشود؛ تغییراتی که راز پنهانی خانوادهاش را فاش کرده و او را در مسیر تازه و شگفتانگیزی قرار میدهد.
براکنهلم
در حالی که شاهزاده مغرور شیر منتظر نامزدیاش است، ویتلی با یک جادوگر در حال آموزش مشورت میکند و درو بیشتر درباره تواناییهایش میآموزد.
جانور در بند
عروس آینده در میان شایعاتی درباره بازگشت یک گرگ تنها از راه میرسد. دوک برگان رازهایی از گذشته درو را فاش میکند. شاهزاده لوکاس و لرد وانکاسکن خود را برای حمله آماده میکنند.
ویرموود
فرار جسورانه درو از براکنهلم او را به سرزمینهای خطرناکی میکشاند — و از میان جنگلی نفرینشده که همچون هزارتویی گیجکننده است. خوشبختانه، او تنها نیست.
بازگشت به موتلی
هکتور و گرتچن، دروی زخمی را به خانه بازمیگردانند؛ جایی که او بار دیگر با دوست قدیمیاش دیدار میکند و سرنخی پیدا میکند که ممکن است او را به سوی استادش راهنمایی کند.
گرداب
دوستان جستوجویی برای پیدا کردن کنت وگا در خلیج آل هالو آغاز میکنند. اما آیا میتوان به یک دزد دریایی اعتماد کرد؟ پادشاه لئوپولد، خرسداران را به لانه خود میپذیرد.