پل و لیدیا در حالی که برای فروش خانه زیبا و رؤیایی خود در لسآنجلس آماده میشوند، مجبور میشوند با رازهای قدیمی و دردناک خانوادگی مواجه شوند، رازهایی که نباید به دست خریداران بیرحم و کنجکاو بیفتد.
ملاقات عمومی
پل و لیدیا در مورد آیندهشان با هم دچار اختلاف میشوند و تهدیدهای اخاذی را دفع میکنند، در حالی که تماشای بازدیدکنندگان از خانهی بازسازیشدهی سختکوشانهشان در لو فلیس هستند.
نمایش خصوصی
وقتی شک و تردیدهای لیدیا باعث میشود پل دستپاچه شود، او لحظهای احساسی را با سارا به اشتراک میگذارد و نصیحتی به او میکند. مارگو سعی میکند کسبوکار را با لذت ترکیب کند.
نامههای قصد
لیا و پل بر سر نحوه برخورد با مایکی اختلاف نظر دارند. کارلا متوجه میشود که دنیس چقدر به مادرش نزدیک است. لزلی و سارا با حقایق تلخی روبهرو میشوند.
مشکلات زیرساختی
اقدامات لیدیا باعث میشود پل با خاطراتی روبرو شود که ترجیح میدهد فراموش کند، مارگو نقشه میکشد تا رابطهاش با جیدی را نجات دهد و کارلا جلوی برنامههای بزرگ دنیس را میگیرد.
از دور خارج شده.
وقتی تابلو "برای فروش" پایین میآید، اوضاع پیچیدهتر میشود. در حالی که لزلی و سارا کمین کردهاند، مارگو و جِیدی سعی میکنند با نزدیک شدن به خانواده مورگان، از رقبا پیشی بگیرند.
افشای کامل
در حالی که پل به نیت کمک میکند تا مایکی را پیدا کند، لیدیا سختگیری میکند. خوشرفتاری برای کارلا به یک وظیفه عشقی تبدیل میشود. کشفیات شوکهکننده دو ازدواج را به لرزه درمیآورد.
بهترین و نهاییترین.
شایعات درباره خانه پل را وادار به معامله میکند، در حالی که لیدیا با عواقب کارهایش روبرو میشود. جیدی از دروغهای مارگو شوکه شده و کارلا نمیتواند یک راز بزرگ را از دنیس پنهان کند.
فروخته شد.
پل و لیدیا درباره قدمهای بعدی بحث میکنند، افشاگریهای خانوادگی دنیس را شوکه میکند، و یک نظر تصادفی به سرنخی تکاندهنده و راهی برای پایان دادن به ماجرا منجر میشود.