در حال فرار از گذشتهی پر دردسرش، یک مادر جوان متهم به قتل رئیس جدیدش در یک مزرعه گل میشود؛ درست پیش از آنکه متوجه شود او در واقع پدرش است.
یک انحراف کوچک
آلبا، مادر مجردی که از خانه فرار کرده، در یک مزرعه گل مشغول به کار میشود، اما پس از وقوع یک قتل در آنجا، به عنوان مظنون اصلی تحقیقات معرفی میشود.
کسی خبر داشت
پس از یک حمله، پلیس بیشتر به گذشته آلبا میپردازد. لوسی در خانه سلاحی پیدا میکند که میتواند مدرک جرم باشد. بئاتریس به دیدن لئو میرود.
همه چیز از هم میپاشد
بئاتریس سعی میکند با آلبا معاملهای انجام دهد، زیرا او و والنتین یک مخفیگاه نگرانکننده را کشف میکنند. یک تماس ناشناس پلیس را از وجود یک مظنون مطلع میکند.
بی امان
متیو برای مزرعه قرارداد جدیدی تنظیم میکند و مهمانیای ترتیب میدهد که آلبا در آن شرکت میکند و در جستجویی دیوانهوار برای یافتن لئو، زیر نظر یک تعقیبکنندهی پنهان، به دنبالش میگردد.
با من صحبت کن
بئاتریس در برابر اسکان در محل جدیدش مقاومت میکند. یک تراژدی تکاندهنده، آلبا را مجبور میکند رازی را به لئو اعتراف کند و برای حمایت به مانون تکیه کند.
یک مادر خوب
آلبا با متیو در مورد دروغهایش روبرو میشود و حقیقت را در مورد ارتباطش با مزرعه گل رز میفهمد - و اینکه چه کسی خانواده لاسر را هدف قرار داده است.