داستان خارقالعاده خولیو تورس که یک گوشواره صدف طلا را گم می کند و در جستجویش برای یافتن آن، به شخصیتهای نامتعارفی که در قالبهای دروننگر، اغلب وهمآور و همیشه کمدی برخورد میکند.
کلوچهها و اسپاگتی
در حالی که جولیو نامههای فوری صاحبخانهاش را نادیده میگیرد، یک گوشواره صدف طلایی به دست میآورد... اما بلافاصله آن را در کلوب گم میکند. بعدتر، جولیو حساسیت خود نسبت به اشکال، رنگها، اعداد و حروف الفبا را برای مسافران سرویس همسفری توضیح میدهد.
مشتری ارزشمند
در حالی که خولیو تلاش میکند از فاجعه مسکن خود بگریزد، به این نتیجه میرسد که صدف گمشدهاش تنها راهی است که میتواند ثابت کند "خال" او رشد کرده است.
توالتها
پس از اطلاع از یک برنامه که ذهنش را از بدنش آزاد میکند، خولیو از یک متصدی بار سرنخی درباره صدف گمشدهاش پیدا میکند. این متصدی او ر...
به دنبال تویینکها
پس از اینکه خولیو از شرکت در یک تبلیغ کارت اعتباری امتناع میکند، با اکراه یک فرصت جدید در یک فرنچایز ابرقهرمانی را میپذیرد."
کوچکها
خولیو راهی برای اجتناب از گرفتن مدرک اثبات وجود مییابد. وانسیا درباره هدف زندگیاش تأمل میکند. بیبو به دنبال یک علاقه جدید میرود.
باطل
خولیو که هنوز در جستجوی صدف گمشده است، با نیمه جان قراردادی را برای ایجاد پروژه ای برای یک شرکت منعقد می کند. اما وقتی ونجا تماس غافلگیرکنندهای در مورد کار رد شده جولیو دریافت میکند، یک فرصت هیجانانگیز جدید پدیدار میشود.