آدمبدها اصلاً چطور وارد دنیای خلاف شدند؟ پاسخ را در این مجموعهی پیشدرآمد خندهدار، که داستانش پیش از فیلمهای محبوب جریان دارد، پیدا کنید.
آغازهای بد
آقای گرگ و گروه وفادار دزدهایش تصمیم میگیرند با سرقت یک نقاشی مشهور از موزهی محلی، برای خودشان اسمو رسمی دستوپا کنند.
دزدی شیرینِ شیرین
آدمبدها که هنوز دنبال شهرت برای خلافهایشان هستند، این بار قصد دارند دستور پخت فوقمحرمانهی یک آبنباتساز مشکوک را بدزدند.
بیخبری، بدخبری است
گرگ ترتیب میدهد تا گروه در اخبار تلویزیون مصاحبه شوند و از این طریق سرقتهایشان را تبلیغ کنند. اما آیا آدمبدها واقعاً آمادهی جلوی دوربین رفتن هستند؟
یعنی کارِ خونه!
پیرانا از زندگی در مخفیگاهِ همیشه نامرتب خسته شده، پس چرخ وظایفِ خانه درست میکند. (ببخشید آقای گرگ، اما نقشهکشی برای سرقت بعدی باید فعلاً صبر کند!)
عنکبوت، ویگلزوُرث و کمد لباس
بعد از خراب شدن یکی از سرقتها، «وِبز» نگران میشود که شاید گروه بخواهد او را بیرون کند — پس از یک هنرمند افسانهای فرار کمک میخواهد تا چند حقهی تازه یادشان بدهد.
زندگیِ سختِ سارقان
وقتی یک کرم ضد پیری باعث میشود مار به بچهای بامزه تبدیل شود، آدمبدها تصمیم میگیرند از این بامزگی برای فریب دادن یک بارون بیفرزند استفاده کنند.
سرقت در حال فرار
آدمبدها تصمیم گرفتند از گروه بدنام جغدهای شب پیشی بگیرند... اما لاف زدن در مورد این موضوع در فضای مجازی قبل از اینکه واقعاً موفق شوند، آنها را در موقعیت سختی قرار میدهد.
خانه جایی است که سرقت در آن انجام میشود
بقیهی آدمبدها که به اسنیک مشکوک هستند و او را تا عمارتی مرموز تعقیب میکنند، خود را رو در رو با یک دزد افسانهای میبینند.
جنایت پشت جنایت
گروه بد متوجه میشوند که مربیِ از دست رفتهی ولف، ارثیهای برایش به جا گذاشته است. اما برای به دست آوردن آن، گروه باید در یک شب پنج سرقت انجام دهند!