دو تولهسگ پاگ بازیگوش و شاد، برادران بینگو و رولّی، اشتیاق زیادی برای هیجان دارند که آنها را به ماجراجوییهای هیجانانگیز در محله و حتی سراسر جهان میکشاند.
هاوایی پاگ-او
وقتی باب میگوید دوست دارد شنهای ساحل را زیر انگشتان پایش حس کند، پاگها مأموریتی به هاوایی میروند.
اِی.آر.اِف.
باب تولهها را با اِی.آر.اِف. آشنا میکند، یک سگ رباتیک که برای تمیز کردن آشفتگیهای آنها برنامهریزی شده است.
ارتباط تست فرانسوی
بعد از اینکه باب نمیتواند برای صبحانه تست فرانسوی درست کند، تولهها به فرانسه میروند تا برای او یکی بیاورند.
بردن من به بازی پاگ
بعد از اینکه توپ بیسبال گرانبهای باب بهطور تصادفی گم میشود، پاگها در سرتاسر شهر به دنبال آن میدوند.
گولانگ رتریور
پاگها سعی میکنند از یک چوب خود-پرنده که شروع به تعقیب آنها میکند فرار کنند.
قابلمهٔ پاگها
وقتی باب میگوید به یک قابلمهٔ طلا نیاز دارد، تولهها به دنبال آن در انتهای رنگینکمان میگردند.
طرح هرمی
پاکها میشنوند که اهرام بزرگ ناپدید شدهاند و برای پیدا کردن آنها راهی مصر میشوند.
طراحی یک سگ
بینگو و رولّی سعی میکنند اسباببازی کودکی باب را بعد از اینکه تصادفی جویدهاند، درست کنند.
یخ، یخ پاگی
وقتی یخ چای سرد باب تمام میشود، پاگها به قطب جنوب میروند تا برای او یخ بیاورند.
گربه هیزی / پولی یک پاگ میخواهد
وقتی باب یک گربه گمشده را به خانه میآورد، بینگو و رولی تلاش میکنند برای او خانهای پیدا کنند. در حالی که در فلوریدا هستند، بینگو و رولی به دنبال یک دوست قدیمی طوطی باب میگردند.
بگذارید سگها بسازند / شمارش گوسفندها
بینگو و رولی سعی میکنند یک سد بسازند تا خانه سگشان را از باران محافظت کنند. وقتی باب میگوید میخواهد «گوسفند بشمارد» تا بخوابد، سگها دستهای گوسفند را به حیاط میآورند تا به او کمک کنند.
کاپیتان رولی / خفنترین سگهای شهر
سگهای خفن شهر: در یک روز گرم تابستان، تولهها تلاش میکنند جایی پیدا کنند تا باب خنک شود.
پاگهای معمادوست / راپسودیِ پاگی
یک تکه از پازل باب که تصویر یک پلنگ است گم شده، بنابراین بینگو، رالی و هیسی سعی میکنند یک پلنگ واقعی پیدا کنند. بینگو و رالی به یک کنسرت روباز میروند، اما ناخواسته باعث هرجومرج میشوند.
افسانهٔ اسنپرِ پیر / ماجراهای تولهسگبانی
یک هیولای دریایی قلاب ماهیگیری باب را میدزدد. بینگو، رالی و هیسی از یک تولهسگ بزرگ به نام بیبی نگهداری میکنند
یک صندلی در تئاتر / خداحافظ، پروانه
بینگو و رالی سعی میکنند در نمایش محبوب باب صندلی پیدا کنند و همزمان هیسی را بیدار نکنند. بینگو و رالی به یک پروانه کمک میکنند تا راه بازگشت به خانوادهاش را پیدا کند.
بازگشت به کشتزار کدوحلوایی / هالووینِ زوزهزده
بینگو، رالی و هیسی برای پیدا کردن قلادهٔ بینگو که آنجا گم کرده، به کشتزار کدوحلوایی میروند. بینگو و رالی مأموریتی را برای پیدا کردن لباس هالووینِ کلویی آغاز میکنند.
برخوردهای نزدیک از نوع پاگی / معمای تاریخ
تولهها به گردهمایی علاقهمندان یوفو میروند تا موجودی فضایی پیدا کنند، اما در نهایت یک آفتابپرست گمشده را با بیگانهها اشتباه میگیرند. وقتی تولهها اسباببازیای پیدا میکنند که مال خودشان نیست، مأمور میشوند صاحب اصلی آن را پیدا کنند.
هنر برای خاطرِ پاگ / شگفتی زمستانیِ پاگ
پاگها تلاش میکنند چیزی از وسایل باب را در یک موزهٔ هنری مشهور ایتالیایی نصب کنند. بینگو و رالی در حالی که به حیوانات دیگر برای آماده شدن برای زمستان کمک میکنند، به دنبال اولین دانهٔ برفِ فصل میگردند.
یک کریسمسِ کاملاً پاگی / ماجرای لاتکهها
در شب کریسمس، وقتی هدیهٔ کریسمس باب در سورتمه گم میشود، بینگو و رالی به بابانوئل کمک میکنند تا آن را پیدا کند. بینگو و رالی به باب کمک میکنند تا برای مهمانی حنوکای همسایهشان، کلویی، لاتکه درست کند.
پاگیشناسی / سنجابها فقط میخواهند خوش بگذرانند
بینگو و رالی به خواهر باب کمک میکنند تا در یک محوطهٔ باستانشناسی به دنبال اشیای تاریخی بگردد. بینگو و رالی سعی میکنند سنجابی را بگیرند که در خانهشان سر و صدا راه انداخته است.
فرار بزرگِ پاگی / شانسِ پاگی
بعد از اینکه هیسی به تنبیه فرستاده میشود، بینگو و رالی تلاش میکنند او را از تنبیه نجات دهند. بینگو و رالی برای بهدست آوردن یک شبدر چهاربرگ برای باب به ایرلند سفر میکنند.
نجات بزرگِ پیراهن / یک روزِ فوقپاگی با مادربزرگ
وقتی باب پیش از یک جلسهٔ مهم پیراهن خوشیمنش را گم میکند، تولهها نقشهای شبیه به سرقت میکشند تا آن را پس بگیرند. در حالی که باب سرِ کار است، مادرش از پاگها نگهداری میکند.
بومرنگِ باب / ماهی را بیار
بعد از اینکه رالی بومرنگِ محبوب باب را میجود، پاگها راهی استرالیا میشوند تا یک بومرنگ جدید پیدا کنند. وقتی باب یک ماهی خانگی به خانه میآورد، سگها سعی میکنند با آن بازیهای تولهسگانه انجام دهند.
تولدِ بینگو و رالی / پاگالوی برقی
تولهها برای مأموریتِ خرید هدیهٔ تولدِ یکدیگر از هم جدا میشوند. وقتی باب نیاز دارد رقصیدن یاد بگیرد، بینگو و رالی از دوست حیوانیشان به نام هِجّی کمک میگیرند.