یون بوم یک معلم محبوب و دوست داشتنی در سئول است، اما به دلایلی به یک دبیرستان در شهر کوچکی منتقل میشود. در آنجا با سون جه کیو آشنا میشود؛ او عموی یکی از دانشآموزانش، سون هان کیول است. سون جه کیو مردی درشت هیکل و ظاهرا خشن است، اما در واقع شخصیتی گرم و خوش برخورد دارد. او به یون بوم علاقه مند میشود و احساساتش را کاملا صادقانه و مستقیم به او ابراز میکند.
عموی تو… همون آدمه؟
در شهر ساحلی کوچک شینسو، یون بوم خیلی زود کنجکاوی همه را برمیانگیزد. همه فقط میتوانند حدس بزنند چرا یک معلم موفق از سئول سر از اینجا درآورده است. اما خیلی زود تمام توجهها به سانجه، بدنامترین چهرهی شهر، معطوف میشود.
عموی تو… شاغله؟
رفتارهای جهگیو برای بوم حس آشنایی دارد، اما نمیتواند دقیقاً بفهمد چرا. در همین حال، سهجین که همیشه بهخاطر هانگیول نفر دوم بوده، با ناامیدی ناپدید میشود. بوم و جهگیو برای پیدا کردن او راهی سئول میشوند.
عموی تو… پدره؟
بوم جنبهای غیرمنتظره از جهگیو را میبیند و کمکم فکر میکند شاید آنقدرها هم آدم بدی نباشد. اما ناگهان شایعهای تکاندهنده در شهر میپیچد: جهگیو عموی هانگیول نیست، او پدرش است! این خبر مدام ذهن بوم را درگیر میکند.
عموی تو… وارثه؟
وقتی بوم متوجه میشود جهگیو از رازهایش خبر دارد، قلبش دوباره یخ میزند. او دیواری سرد بین خودشان میکشد و از او میخواهد از زندگیاش دور بماند. جهگیو که مصمم است سوءتفاهم را برطرف کند، آخرین و قاطعترین برگ برندهاش را رو میکند تا
عموی تو… شرکت نمیکنه؟
دبیرستان شینسو برای بزرگترین رویداد سال، «روز ورزش»، غرق هیجان است. اما بدون حضور جهگیو، تیم سفید به سختی پا به پای بقیه پیش میرود و تنش آرامآرام در چهرهی بوم نمایان میشود.
عموی تو… دزده؟
بوم اعتراف میکند که به جهگیو احساس دارد، اما میگوید هرگز دوباره با یک پدر وارد رابطه نمیشود. جهگیو اعلام میکند تا زمان فارغالتحصیلی هانگیول صبر خواهد کرد. آنها توافق میکنند فاصلهشان را حفظ کنند و
عموی تو… مدیرعاملِ؟
پس از رفع سوءتفاهمها، یک بوسه انتظار برای فارغالتحصیلی هانگیول را طاقتفرسا میکند. در نهایت، آنها روی یک قرار مخفیانهی کوتاه به توافق میرسند.
عموی تو… با خانم بوم قرار میذاره؟
هانگیول میفهمد مادرش زنده است و با جهگیو درگیر میشود. در جریان جشنواره، خبری شوکهکننده بوم و جهگیو را وادار میکند تصمیمی بزرگ بگیرند.
عموی تو… از حال رفت؟
توفانی شدید شهر شینسو را درمینوردد. همه در خانهی جهگیو پناه میگیرند، اما بوم ناپدید شده است. جهگیو و ایجون با وجود خطر، دل به طوفان میزنند تا او را پیدا کنند.
عموی تو… همون آدمه؟
در شهر ساحلی کوچک شینسو، یون بوم خیلی زود کنجکاوی همه را برمیانگیزد. همه فقط میتوانند حدس بزنند چرا یک معلم موفق از سئول سر از اینجا درآورده است. اما خیلی زود تمام توجهها به سانجه، بدنامترین چهرهی شهر، معطوف میشود.
عموی تو… شاغله؟
رفتارهای جهگیو برای بوم حس آشنایی دارد، اما نمیتواند دقیقاً بفهمد چرا. در همین حال، سهجین که همیشه بهخاطر هانگیول نفر دوم بوده، با ناامیدی ناپدید میشود. بوم و جهگیو برای پیدا کردن او راهی سئول میشوند.
عموی تو… پدره؟
بوم جنبهای غیرمنتظره از جهگیو را میبیند و کمکم فکر میکند شاید آنقدرها هم آدم بدی نباشد. اما ناگهان شایعهای تکاندهنده در شهر میپیچد: جهگیو عموی هانگیول نیست، او پدرش است! این خبر مدام ذهن بوم را درگیر میکند.
عموی تو… وارثه؟
وقتی بوم متوجه میشود جهگیو از رازهایش خبر دارد، قلبش دوباره یخ میزند. او دیواری سرد بین خودشان میکشد و از او میخواهد از زندگیاش دور بماند. جهگیو که مصمم است سوءتفاهم را برطرف کند، آخرین و قاطعترین برگ برندهاش را رو میکند تا
عموی تو… شرکت نمیکنه؟
دبیرستان شینسو برای بزرگترین رویداد سال، «روز ورزش»، غرق هیجان است. اما بدون حضور جهگیو، تیم سفید به سختی پا به پای بقیه پیش میرود و تنش آرامآرام در چهرهی بوم نمایان میشود.
عموی تو… دزده؟
بوم اعتراف میکند که به جهگیو احساس دارد، اما میگوید هرگز دوباره با یک پدر وارد رابطه نمیشود. جهگیو اعلام میکند تا زمان فارغالتحصیلی هانگیول صبر خواهد کرد. آنها توافق میکنند فاصلهشان را حفظ کنند و
عموی تو… مدیرعاملِ؟
پس از رفع سوءتفاهمها، یک بوسه انتظار برای فارغالتحصیلی هانگیول را طاقتفرسا میکند. در نهایت، آنها روی یک قرار مخفیانهی کوتاه به توافق میرسند.
عموی تو… با خانم بوم قرار میذاره؟
هانگیول میفهمد مادرش زنده است و با جهگیو درگیر میشود. در جریان جشنواره، خبری شوکهکننده بوم و جهگیو را وادار میکند تصمیمی بزرگ بگیرند.
عموی تو… از حال رفت؟
توفانی شدید شهر شینسو را درمینوردد. همه در خانهی جهگیو پناه میگیرند، اما بوم ناپدید شده است. جهگیو و ایجون با وجود خطر، دل به طوفان میزنند تا او را پیدا کنند.