فروشنده دورهگرد بانی مونرو پس از مرگ همسرش لیبی، پسرش را به گردشی در ساسکس میبرد. و در حالی که اندوه بانی و اعتیادهایش تهدید میکنند تا کل سفر جادهای آنها را خراب کند، یک قاتل زنجیرهای که لباس شیطان بر تن دارد، راه خود را به سوی آنها باز میکند.
مرد خانواده
پس از مرگ همسرش، بانی مونرو، فروشنده و معتاد به روابط جنسی، خود را با پسری کوچک و ایدهای مبهم از پدر بودن مواجه میبیند.
فروشنده
ناگزیر از غلبه بر اندوه خود، بانی برای پر کردن خلأ زندگیاش، مشتریانش را فریب میدهد، در حالی که حضورهای لیبی باعث آرامش جونیور میشود.
کاکسمن
سفر جادهای بانی و جونیور زمانی به مشکل برمیخورد که بانی پس از رابطه نامشروع با یکی از مشتریانش، لیست مشتریانش را از دست میدهد.
با انسان
بانی سعی میکند پولی را که برای بازگشت به جونیور نیاز دارد، به دست آورد. در همین حال، جونیور کمکم متوجه میشود که یک زندگی عادی چگونه است.
مرد مرده
وقتی ملاقات بانی و جونیور با بانی بزرگ طبق برنامه پیش نمیرود، رفتار بانی به طور فزایندهای نامنظم میشود.
مرد نمایش
بانی و جونیور به نمایشگاه فروش میرسند، جایی که بانی با شیاطین درونش روبرو میشود و از چهرههای گذشتهاش طلب بخشش میکند.