یک دانشجوی جوان به استانبول نقلمکان میکند و با یکی از دوستان قدیمی خانواده که مدتی رابطهشان قطع بوده، همخانه میشود؛ او زندگی ساده شهر زادگاهش را با شهری عوض میکند که هویت و باورهایش را به چالش میکشد.
سراشیبی آلچَقدام
زهره به شهر پرهیاهوی استانبول سفر میکند، آماده است تا دنیایی کاملاً تازه را در آغوش بکشد. اما آیا واقعاً برای چالشهایی که پیش رو دارد آماده است؟
مسجد بزمعالم والده سلطان
سازگار کردن باورهای مذهبیاش با زندگی اجتماعی جدید برای زهره دشوار میشود. در همین حال، نسرین نیز با مشکلات شخصی خود دستوپنجه نرم میکند.
خیابان چارشنبه
بیخانمان و ترسان، زهره در مکانی غیرمنتظره پناه مییابد. نسرین گربهاش، دیهگو، را گم میکند و در جستوجوی این همراه عزیز، شهر را زیر پا میگذارد.
دی - بیمارستان دنیز
دروغهای زهرا رابطهاش با هارون را تحت فشار قرار میدهد، چرا که او با انتخابهایی که با اصول اخلاقی سابقاً تغییرناپذیرش همسو هستند، دست و پنجه نرم میکند.
سینما ای - امک
نسرین پس از انتشار ویدئویی از او در فضای مجازی که مشاجره شدیدی را با خانواده داغدار یک بیمار نشان میدهد، مورد توجه افکار عمومی قرار میگیرد.
ف - فنر
وقتی زهرا خبر بدی از مادرش دریافت میکند، نسرین او را به خانه میرساند - و بالاخره با آیلین و عواقب انتخابهایش روبرو میشود.
جی - گالاتا
وقتی زهرا نیاز به گرفتن عکس جدید برای کارت شناساییاش دارد، تمام کشمکشهای درونیاش پیرامون هویت آشکار میشود. او برای راهنمایی به نسرین مراجعه میکند.
آخرین نامه
همچنان که نسرین بار دیگر زندگیاش را میبندد، زهرا مبارزاتش با دوگانگی - فشار و درد پشت زندگی دوگانه - را روی صحنه بیان میکند.