انسانها در نبردهایی بیامان برای دفاع از سرزمین خود در برابر قبایل نیمهانسان مهاجم میجنگند. در حالی که جهانش در آتش جنگی سهمگین میسوزد، کای، پسری روستایی از لاگ، به نبرد میپیوندد تا از آنچه برایش عزیز است دفاع کند. اما پس از آنکه یاران کای یکییکی از پا درمیآیند و او...
کای از روستای لاگ
سرنوشت کای زمانی دگرگون میشود که تواناییای را که در رویایی عجیب دیده بود، بازآفرینی میکند.
بانوی خوزه
کای به همراه بانوی خوزه به روستای اِدا سفر میکند؛ جایی که او دربارهی وظیفهی نگهبانان حامل با کای صحبت میکند.
خدای داوری
کای به درهای بازمیگردد که سفرش از آنجا آغاز شده بود و در آنجا چیزهای بیشتری دربارهی خدای دره میآموزد.
بهشت کوچک
دستاوردهای کای توجه وِزین را جلب میکند و او را به یاد خاطرهای از دوران کودکیاش میاندازد.
کشیش و بازرس
بازرسی از دشت مرکزی به روستای رَگ میآید و کای یک کشیش را که در پی گروه موسیقی اُرگ است، همراهی میکند.
جوینده حقیقت
گروه شناسایی به روستای رَگ بازمیگردد، اما درمییابد که در مدت غیبت آنها، روستا در پی یک حمله ویران شده است.
ISP ریو
کای و نادا برای زنده ماندن خود میجنگند در حالی که روستای لاگ از خود در برابر حملهی میمون دیگری دفاع میکند.
قدرت خدا
ماکاکها از دروازهای که بازرس باز کرده، سیلآسا وارد میشوند. آیا کای به موقع میرسد و روستای لاگ را نجات میدهد؟
خدای بزرگ کانائه
میمونهای ماکاک از کای میخواهند که آنها را از دست خدای بزرگ و شرور، کانائه، نجات دهد.
محافظ کانائه
زندگی کای پس از اینکه توسط دیابو بلعیده میشود، به آرامی رو به زوال میرود، زمانی که صدایی میشنود...