هنگامی که یک تصادف مرگبار در ایستگاه فضایی بینالمللی رخ میدهد، یک فضانورد تنها سفر قهرمانانه به زمین را انجام میدهد، تنها برای کشف بخشهای کلیدی زندگی او - از جمله دختر جوانش - تغییر کرده است.
زندگی کن و بگذار بمیرد
جو میکوشد تا راهی برای بازگشت به زمین پیدا کند، قبل از اینکه کمکهای زندگیاش تمام شود. هنری نگران آزمایش خود است.
جایی در فضا، قلب من آویزان است
آژانس های فضایی تحقیقات خود را در مورد برخورد ISS آغاز می کنند. جو برای برقراری ارتباط مجدد با مگنوس و آلیس تلاش می کند.
دست چپ خدا
زندگی جو در خانه آنگونه نیست که او آن را به یاد می آورد، و تنش فزاینده با مگنوس به احساس بیگانگی او می افزاید.
پنج مایل بیرون، صدا واضح ترین است
جو در حالی که با آلیس در حال فرار است، به کشفی دلخراش دست می یابد. باد تهدید می کند که انتقام خود را از هنری خواهد گرفت.
این تکههایی را که در برابر ویرانیام پاره کردهام
جو به یک کلینیک توانبخشی فضانوردان منتقل می شود، جایی که حقیقت فاش می شود.