کلویی در بالاترین محافل اجتماعی نیویورک با همسر وکیلش، آدام، و پسر نوجوانشان، ایتن، زندگی میکند، در حالی که خواهر دورافتادهاش، نیکی، تلاش میکند زندگیاش را اداره کند و از لغزشهای گذشته دور بماند. اما زمانی که آدام به طرز وحشیانهای به قتل میرسد، روند تحقیقات موجی از شوک و آشوب به راه میاندازد...
او خواهرم است
کلویی تیلور در اوج موفقیت شغلیاش قرار دارد، اما تنها یک روز بعد، همسرش به قتل میرسد. حالا پلیسها سوالاتی میپرسند که کلویی تمایلی به پاسخ دادن به آنها ندارد – و از آن بدتر، آنها با خواهرش تماس گرفتهاند.
آسمان پرماجرا
کلویی و خواهرش نیکی دوباره کنار هم قرار گرفتهاند، اما اوضاع چندان هموار نیست؛ و نه فقط به این خاطر که کارآگاه گیدری ظاهراً بیش از حد به ایتن علاقهمند شده است.
بیوه در راه
یک روز در دادگاه طبق انتظار پیش نمیرود، و کلویی برای دریافت حمایت عاطفی به جایی غیرمنتظره پناه میبرد.
گاسپاچو
کاترین برای آدام مراسم یادبودی برگزار میکند که هیچکس علاقهای به حضور در آن ندارد. کلویی و نیکی درباره تقریباً همه چیز، خاطراتی کاملاً متفاوت دارند.
فقط بپرس
نیکی سعی میکند شبی بد را فراموش کند. کلویی در تلاش است بفهمد آدام پیش از مرگش چه میکرد. و دادگاه آغاز میشود.
دستی برای ثبات
خواهرها به گواهی دادن میپردازند، اما چه حقیقتی را بازگو خواهند کرد؟ عصبانیت گایدری شعلهور میشود.