داستان زندگی مولانا رومی، شاعر بزرگ و عارف ایرانی و بنیانگذار مذهب مولوی و نویسندهٔ کتاب “مثنوی معنوی” را به تصویر میکشد. داستان سریال به زمان کودکی و نوجوانی مولانا میپردازد، زمانی که او به دنبال فهم و پی بردن به هدف اصلی زندگی و فلسفهی خودشناسی است. والدین مولانا، به ویژه پدرش به نام “سلطانالعلما” که یک عارف بزرگ و معترف بلخ بوده و مخالفت با حکومت میکند، تأثیر بسزایی در تربیت و رشد او دارند
قسمت اول
رومی حس پیشگویانهای دارد که نشانهای از آمدن ارتشهای مغول به دولت سلجوقی میباشد، در حالی که برخی از او را به دلیل شخصیت بالایش در قونیه حسودی میکنند.
قسمت دوم
با توانایی نظامی برتر، فرمانده مغول بایجو به قلعه ارزروم حمله میکند در حالی که رومی در حال اکتشاف حقایق الهی در قونیه است.
قسمت سوم
بایجو در نهایت قلعه ارزروم را تصرف میکند در حالی که رومی در قونیه اسرار آسمانی را از طریق مراقبت از یک مونلینگ کشف میکند.
قسمت چهارم
رومی با شورشی که به عنوان یک همدین مغولی در برابر او گسترش مییابد، مبارزه میکند در حالی که سلطان متوجه میشود که قلعههای سیواس و ارزینجان توسط بایجو نویان تخریب شدهاند.
قسمت پنجم
سوکتای پس از زندانیشدن سخت توسط اصفهانی آزاد میشود چرا که اصفهانی میخواهد سوکتای را واداشته باورهای مشت.رومی پذیرفته و او را به مدرسهاش دعوت کند. با وجود هدف جاسوسی او، او تحت تأثیر عمیق تعالیم رومی قرار میگیرد.
قسمت ششم
سلطان تصمیم به اعلان جنگ علیه مغولها میگیرد در حالی که پوشش سوکتای فاش میشود و اعلام وصیتنامهای مرگ.
قسمت هفتم
سلطان تصمیم به اعلان جنگ علیه مغولها میگیرد در حالی که پوشش سوکتای فاش میشود و اعلام وصیتنامهای مرگ.
قسمت هشتم
رومی سوکتای را به عنوان شاگرد خود قبول میکند زیرا مرگ او میتواند جنگ مطلقی بین سلجوقیها و مغولها را آغاز کند.