یک شهر کوچک ساحلی در فنلاند در حال آماده شدن برای جشن شب نیمه تابستان است. یک دشمن ناشناس وارد میشود و تمام منطقه را به گروگان میگیرد.
شغل
جشنهای نیمه تابستون رئیسجمهور تازه انتخابشده، لینا ساریتسو، به هم میخوره. کاپیتان نیروهای دفاعی، رامی اوهرانکامن، و سربازهای جوان از حمله ناگهانی دشمن به فنلاند غافلگیر میشن.
واکنش
خواستههای دشمن باعث ایجاد اختلاف بین رهبرای کشور میشه. گروه سربازای آنیکا برگ برای زنده موندن تقلا میکنن. جنگ اطلاعاتی و سایبری هم شروع میشه.
مقاومت
رئیسجمهور لینا ساریتسو نیروهای ویژه رو به مناطق اشغالشده میفرسته و نخستوزیر کاج لاواکورو رفتار مشکوکی داره. تهدید دشمن بیشتر میشه، ولی هیچ راهی برای عقبنشینی وجود نداره.
قربانی
یک شهر کوچک ساحلی در فنلاند در حال آماده شدن برای جشن شب نیمه تابستان است. یک دشمن ناشناس وارد میشود و تمام منطقه را به گروگان میگیرد.
حمله
یک شهر کوچک ساحلی در فنلاند در حال آماده شدن برای جشن شب نیمه تابستان است. یک دشمن ناشناس وارد میشود و تمام منطقه را به گروگان میگیرد.