داستان دربارهی یتیم هشت سالهای بهنام بث هارمون است ، او ساکت ، بیروح و از لحاظ ظاهری غیرقابل توجه است ، اما زمانی که او اولین بازی شطرنجش را انجام میدهد ، حواسش نیزتر و تفکرش شفافتر میشود و…
قسمت اول
بث در سن ۹ سالگی به یتیم خانه فرستاده می شود. او در آنجا به بازی شطرنج علاقمند شده و همچنین به قرص های آرامبخشی که به کودکان داده می شود وابسته می شود و...
قسمت دوم
بث که دوران نوجوانی خود را سپری می کند به طور ناگهانی با زندگی جدیدی در حومه شهر روبرو شده و تحصیل در دبیرستان را آغاز کرده و برای ورود به مسابقات شطرنج برنامه ریزی می کند و...
قسمت سوم
سفر به سینسیناتی موجب می شود تا بث و مادرش در معرض توجه خبرنگاران قرار بگیرند. بث برای شرکت در مسابقات شطرنج لاس وگاس آماده می شود و...
قسمت چهارم
بث طی سفر به مکزیکوسیتی با بورگوف آشنا می شود. مادر بث با یکی از دوستانش سرگرم وقت گذراندن می شود و...
قسمت پنجم
بث پس از بازگشت به خانه در کنتاکی از سوی یکی از رقبای خود پیشنهادی دریافت می کند تا پیش از شروع مسابقات نهایی با یکدیگر تمرین کنند و...
قسمت ششم
بث پس از تمرین با بنی در نیویورک ، برای بازی برگشت خود با بورگوف راهی پاریس می شود. اما یک شب وحشیانه او را به باتلاق خودویرانگری میکشاند.
قسمت هفتم
دیدار یک دوست قدیمی بث را وادار می کند با گذشته خود روبرو شود و در مورد اولویت های خود تجدید نظر کند ، آنهم درست در زمان بزرگترین مسابقه زندگی اش.