داستان برخورد و درگیری میان «مک کوی» یک کلانتر ظاهراً فساد ناپذیر با گذشتهای تاریک و «رد بیل» یک جایزه بگیر کم حرف که در رویای گرفتن انتقامیست که از انجام آن عاجز است.
فصل اول: وزن یک سر کمتر از وزن بدنه
در جایی دور در غرب، یک جایزه بگیر، رد بیل، به دنبال مردی است که مادرش را کشته است. در همان نزدیکی، در گرین ویل، جایی که سال ها است باران نباریده است، یک کشاورز در مزرعه اش طلا پیدا می کند، در همین حال کلانتر مککوی بر سر یک گنج می رسد.
فصل دوم: زندانی
وقتی که مککوی و کورت به مزرعه باتلر می رسند، نزاعی رخ می دهد. خانم ها با تهدیدی از داخل روبرو می شوند.
فصل سوم: اتحادات
وقتی که رد بیل و مککوی از بیابان می گذرند، ایو و استیو باید هردو با خطرات مقابله کنند.
فصل چهارم: پیدایش
رد بیل مربی اش، اندرسون، را به خاطر می آورد. مککوی برادرش برانسون رو به یاد می آورد.
فصل پنجم: عدالت
رد بیل و مککوی وارد معدن می شوند. استیو و ایو با عواقب روبرو می شوند. برانسون برای فرمانداری اقدام می کند.
فصل ششم: به درک
بالاخره در گرین ویل باران می آید و با آن مردان برانسون می رسند. حسابرسی های خشنی به وقوع می پیوندند.
فصل هفتم: نقشه
Red Bill and McCoy realize a common enemy. Steve faces increasingly heavy pressure from Thompson.
فصل هشتم: دوئل بزرگ
رد بیل و مککوی متوجه یک دشمن مشترک می شوند. استیو تحت فشار زیادی از طرف تامسون قرار می گیرد.