روایتگر رنج و کشمکش شخصیتهایی است که پیرامون یک قاتل زنجیرهای قرار دارند؛ قاتلی که توانایی درمان تمام بیماریهای لاعلاج را دارد.
خانهی قاتل
اخیراً بیش از ده مورد ناپدید شدن در گوام گزارش شده است. در جریان تحقیقات، پلیس «لی وو گیوم» را بهعنوان مظنون بازداشت میکند. او اعتراف میکند که ۱۷ نفر را کشته است و دادستان «چا یییئون» مسئول رسیدگی به
مردابِ نجاتدهنده
هان جون هم به تواناییهای وو گیوم و هم به نیتهای او مشکوک است. با این حال، پس از ملاقات با بیماری که واقعاً توسط وو گیوم درمان و بهبود یافته، تصمیم میگیرد وکالت پرونده را بر عهده بگیرد و در دادگاه پیروز شود. در
تغییر روایت
هان جون برای تغییر روند دادگاه استدلال میکند که فعالیتهای پزشکی وو گیوم نه یک اقدام مجرمانه، بلکه یک دستاورد مشروع و مهم پژوهشی است.
جرقهای از امید
نقطه عطفی احتمالی زمانی رخ میدهد که خون وو گیوم با بهبودهای معجزهآسا مرتبط دانسته میشود. هان جون میکوشد امکان یک نمایش عمومی از این درمان را فراهم کند، به این امید که نگاهها و قضاوتها تغییر کند.