برت و سم در چند سال گذشته در اسپانیا زندگی کردهاند؛ سم در تپههای سرسبز و آرام، و برت در محیطی نهچندان رؤیاییتر یعنی در سلول زندان. پس از گذراندن ده سال پشت میلهها، تشخیص بیماری سرطان باعث میشود برت با عفو انسانی از زندان آزاد شود.
قسمت 1
وقتی برت از زندان آزاد میشود، تنها کسی که میتواند به او تکیه کند سم است. برت دوستیشان را دوباره زنده میکند، اما آیا میتواند سم را متقاعد کند تا به آرزوی آخرش کمک کند — یک «کار نهایی»؟
قسمت 2
برت نقشهی استادانهی خود را فاش میکند، اما سم میداند هیچ چیزی با برت ساده و سرراست پیش نخواهد رفت. یک کشف شوکهکننده تهدید میکند که سرقت را خراب کند و دوستی آنها را برای همیشه نابود کند.
قسمت 3
با اینکه سم تحت تأثیر این ماجراست و برت با تمام توان سعی دارد کنترل اوضاع را حفظ کند، سرقت از مسیر خود منحرف میشود وقتی مشکلهای گذشتهی بیلال به سراغشان میآید.
قسمت ۴
درست زمانی که گروه در اوج شادی و نشاط است و تمام تلاششان برای سرقت است، فاجعهای پیشبینینشده برنامههایشان را به هم میریزد. آیا گروه میتواند خود را با شرایط وفق دهد و به غیرممکنها دست یابد؟
قسمت ۵
سم از یک دوست قدیمی کمک میگیرد و باعث میشود برت احساس کند به او خیانت شده است. با نزدیک شدن سرقت، برت و سم تلاش میکنند تا اسرار خود را پنهان نگه دارند و رابطهشان را حفظ کنند.
قسمت ۶
روز سرقت. با وجود تنشهای شدید، کینه و انتقام تلخ در فضا، آیا سم و برت میتوانند آنقدر با هم بمانند که بالاخره موفق شوند و برای همیشه از دست هم فرار کنند؟