یک مأمور جوان بهصورت مخفیانه وارد عمل میشود تا با همسر یک قاچاقچی مواد مخدر دوست شود. اما هرچه به هدفش نزدیکتر میشود، مأموریتش پیچیدهتر میگردد.
ساختن افسانه
وقتی یک خبرچین پلیس که در تعقیب یک قاچاقچی مواد مخدر بوده به قتل میرسد، یک دانشجوی بیتجربه برای جاسوسی و گرفتن جزئیات عملیات بعدی استخدام میشود.
برگشت از دبی
اشلی در یک مهمانی شبانه که توسط سارا برگزار شده بود شرکت میکند و میران سوءظن خود را در مورد دوستی تازه پیدا شدهی این دو زن ابراز میکند. فولک درخواست حکم شنود میکند.
خون و بادکنک
یک پیام ناگهانی از اشلی، سارا را مجبور میکند تا تاکتیک جدیدی را امتحان کند. در همین حال، میران ایدهای برای نوع دیگری از همکاری با جواهرساز ارائه میدهد.
بیراه فرار
پس از یک گردهمایی غمانگیز، «میران» پیشنهادی به خانوادهاش میدهد. مهارت «سارا» در ارزیابی الماس — و همچنین دوستیاش با «اشلی» — در معرض آزمایش قرار میگیرد.
به اعماق
فشار بر میران پس از ورود مهمانان غیرمنتظره افزایش مییابد و فولک از سایهها بیرون میآید. تی نگران با وجدانش دست و پنجه نرم میکند.
دوباره پرسیدی اسمت چی بود؟
فولک به اشلی پیشنهادی وسوسهانگیز با قیمتی باورنکردنی میدهد. تی برای کمک به دوستش، با آخرین نفری که اشلی میخواهد ببیند، روبرو میشود.