وقتی یک نوجوان ۱۳ ساله به قتل یکی از همکلاسیهایش متهم میشود، خانوادهاش، درمانگرش و کارآگاه مسئول پرونده همگی با این پرسش روبهرو میشوند: واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟
قسمت 1
پلیس در خانهی خانوادهی میلر را میشکند. جیمی، نوجوان خانواده، دستگیر شده و برای بازجویی برده میشود، اما اصرار دارد که هیچ کار اشتباهی نکرده است.
قسمت 2
پلیس در مدرسهی جیمی به دنبال سرنخها و سلاح جنایت میگردد. آنها از دوستانش هیچ اطلاعاتی به دست نمیآورند، تا اینکه پسر بازرس باسکومب پیشنهاد کمک میدهد.
قسمت 3
جیمی با یک روانشناس ملاقات میکند. در ابتدا تمایلی به صحبت ندارد، اما سرانجام دربارهی احساسات پیچیدهاش نسبت به کیتی لب به سخن میگشاید.
قسمت 4
در روز تولد ادی، خانوادهی میلر سعی میکنند وانمود کنند که همهچیز عادی است. اما مجموعهای از اتفاقات ناراحتکننده، آنها را تا مرز فروپاشی پیش میبرد.