پس از ماجراهای فیلم «پلنگ سیاه: واکاندا تا ابد»، تقابل فناوری و جادو آغاز میشود؛ زمانی که «ریری ویلیامز»، مخترع نابغه و جوانی که مصمم است جایگاه خود را در جهان تثبیت کند، به زادگاهش شیکاگو بازمیگردد. نگاه منحصربهفرد او به ساخت زرههای آهنین، توجهها را به خود جلب میکند و...
من را ببر خانه
ریری ویلیامز که مصمم است زره جدیدش را کامل کند، با پارکر رابینز همکاری میکند.
آیا ناتالی واقعی لطفاً میتونه بلند شه؟
هوش مصنوعی جدید ریری، خاطرات دردناکی را زنده میکند، درست پیش از اولین سرقت او با پارکر و گروهش.
اوضاع خرابه، دختر!
ریری از عضویت در گروه پارکر احساس ناراحتی میکند — دو سرقت دیگر، حداکثر، و بعدش خداحافظی؛ این قول اوست.
جادوی شوم
وقتی پارکر به ریری مشکوک میشود، او میفهمد که باید منبع قدرتهای پارکر را کشف کند.
کارما یه باگه
ریری تصمیم میگیرد زرهی بسازد که هیچوقت شبیهش را امتحان نکرده — اما به چه قیمتی؟
گذشته، گذشتهست
ریری قدرتمندترین زره خود را میسازد، اما مطمئن نیست که آیا برای شکست دادن پارکر و "هود" کافی هست یا نه.