الکس کراس یک کارآگاه قتل برجسته اما دارای نقص است و پر از تناقضهاست. او پدری دلسوز و مردی خانوادهدوست است، اما زمانی که به دنبال قاتلان میگردد، تکبعدی و به حد وسواس میرسد. او شدیداً به محبت نیاز دارد، اما قتل همسرش او را در وضعیت روحی پیچیدهای قرار داده است.
هیریو کمپلکس
کارآگاه الکس کراس از واشنگتن دیسی برای حل پروندهای فراخوانده میشود، زمانی که یک فعال جنبش زندگی سیاهپوستان مهم است به طرز بیرحمانهای کشته میشود.
سوار اسب سفید شوید
قتل امیر گودسپید مانند آتش سوزی در دی سی پخش می شود و دیگران را در آتش می گیرد، در حالی که اد رمزی، کارگزار قدرتمند دی سی، قربانی بعدی خود را اغوا می کند: یک هنرپیشه به نام شانون ویتمر.
کتاب مقدس
کراس به خانهای مرتبط با قتل امیر حمله میکند. مظنون فرار میکند، اما قطعهای از مدرک را پشت سر میگذارد که به قدری منحصر به فرد است که فهرست مظنونها را به چند نفر نخبه در واشنگتن محدود میکند.
ماسکها
با تعقیب بیوقفه کراس، اد رمزی مکانی جدید برای انجام قتلهای خود آماده میکند، در حالی که خانواده کراس همچنان تحت آزار و اذیت یک فرد مرموز قرار دارند که به دیردری نولان مرتبط است.
چه اتفاقی در خانه رمزی میافتد
کراس و ال در خانه اد رمزی برای مهمانی سالانه تولد او شام میخورند. اما پیچشهای شب به سمت تاریکی میرود، وقتی کراس متوجه میشود که قربانی بعدی رمزی در همان خانه است.
انفجار، نه یک ناله
سرنخ جدیدی کراس را همراه با پسرش دیمون به فیلادلفیا میکشاند. در این مسیر، پدر و پسر از طریق غم مشترکشان بر سر مرگ ماریا دوباره به هم نزدیک میشوند.
تولدت مبارک
کراس به اد رمزی نزدیک میشود، در حالی که زمان به سرعت به لحظهای نزدیک میشود که شانون ویتمر قرار است بمیرد. آیا کراس به موقع خواهد رسید؟
تو با "لعنتی" من
کراس متوجه میشود که تلاشش برای محافظت از خانوادهاش آنها را در خطر بیشتری قرار داده است. او با زمان مسابقه میدهد تا افرادی را که دوست دارد نجات دهد.