پس از یک بارش برف سمی و مرگبار که جان میلیونها نفر را میگیرد، خوان سالوو و گروهی از بازماندگان در بوئنوس آیرس باید در برابر تهدیدی نامرئی از جهانی دیگر مقاومت کنند.
شب ورقبازی
بارش برفی وهمآلود شب ورقبازی خوان با دوستانش را بر هم میزند. با بالا گرفتن تنشها، آنها لباس ویژهای برای او میسازند تا در دل طوفان به دنبال دخترش برود.
قدم گذاشتن در آفتاب
سالو برای رسیدن به آپارتمان النا و کلارا، با جسارت در بوئنوس آیرس ویرانشده پیش میرود و درمییابد که غرایز بقا در انسانها میتواند بهاندازهی برف سمی مرگبار باشد.
مغناطیس
در جستجوی سرنخهایی در مدرسه کلارا، خوان و النا با پابلو، دانشآموزی در بحران، روبهرو میشوند. همزمان، تانو تلاش میکند با رادیو ارتباط برقرار کند، در حالیکه رؤیاهای خوان شدیدتر میشوند.
ایمان
تانو و خوان به مرکز شهر میروند، جایی که با یک مانع و نیروهای ارتش روبهرو میشوند. در مواجهه با تهدیدی ناگهانی، کمک را از گروهی غیرمنتظره دریافت میکنند.
افق
گروه عازم جزیره میشود و تانو برای تضمین عبورشان تصمیمی سخت میگیرد. در مسیر، آنها یک اردوگاه پناهجویان را در یک مرکز خرید متروکه کشف میکنند.
آبگوجهی سرد
پس از مأموریتی خطرناک با قطار برای بازگشت به شهر، نوری درخشان و مرموز خوان را به سوی خود میکشاند و او را به کشفی باورنکردنی میرساند.