دکستر مورگان از کما بیدار میشود و متوجه میشود که هریسون بدون هیچ اثری ناپدید شده است. وقتی عمق رنجی را که به پسرش تحمیل کرده درک میکند، راهی نیویورک میشود، مصمم به اینکه او را پیدا کند و همه چیز را درست کند. اما رسیدن به آرامش آسان نخواهد بود. وقتی میامی با...
گریزان از دوربین
دکستر در حالی که هریسون درگیر عذاب وجدان رو به فروپاشی میرود، یک قاتل زنجیرهای را در نیویورک ردگیری میکند.
راننده صندلی عقب
دکستر باید با دقت بین تلاشهایش برای کمک به عادت کردن به محیط، تعادل برقرار کند.
به من بگو قرمز
دکستر در یک گردهمایی مرموز به میزبانی یک چهره بسیار بانفوذ با جاهطلبیهای هولناک شرکت میکند. هریسون همچنان با احساس گناه و فشار فزاینده در محل کار دست و پنجه نرم میکند، درست زمانی که آنجل باتیستا به شهر نیویورک میرسد.
اصلاح مسیر
در حالی که هریسون به آیندهاش فکر میکند، دکستر اطلاعات نگرانکنندهای دریافت میکند.
اتاق کشتار، جایی که قتل اتفاق میافتد
دکستر توجه او را به عنوان راهی برای ایفای نقش پدر تغییر میدهد. کلودت در گذشته پرآشوب متروی میامی کندوکاو میکند و به حقیقت نزدیکتر میشود. در همین حال، پراتر اطلاعاتی را کشف میکند که میتواند هریسون را در معرض خطر جدی قرار دهد.
لمس شده توسط یک فرشته
پراتر و چارلی فاش میکنند که اطلاعات مهمی را میدانند و دکستر را مجبور میکنند که به هر کاری دست بزند. با این حال، وقتی دکستر سعی میکند با پراتر قرار ملاقات بگذارد، هریسون خود را بیشتر درگیر ماجرا میبیند.