وقتی دختر دوستش ناپدید میشود، «لِیلا» که یک جرمشناس است، به جستجو میپیوندد — و ناچار میشود با زخمهای عمیق و فراموشنشدهی ربوده شدن خود در دوران کودکی روبهرو شود.
قسمت 1
پس از مرگ مادرخواندهاش، «لیلا» که یک جرمشناس است، به زادگاه دورافتادهاش بازمیگردد؛ جایی که ناپدید شدن دختربچهای، زخمهای کهنهی گذشته را دوباره باز میکند.
قسمت 2
لیلا و «والتر» تصمیم میگیرند بدون کمک پلیس، خودشان پیگیر ناپدید شدن «آلیسیا» شوند، اما این ماجرا به مشاجرهای شدید با رئیس جدید پلیس، «توماس»، منجر میشود.
قسمت 3
در حالیکه لیلا از شکافهای موجود در حافظهاش رنج میبرد، تلاش میکند بیشتر در گذشتهاش کندوکاو کند. در همین حال، نشت فاضلاب ناشی از گسترش معدن، «سعید» را در معرض اتهام و خطر قرار میدهد.
قسمت 4
با شکلگیری تدریجی پروفایل آدمربا، لیلا به الگوی نگرانکنندهای پی میبرد. قرار عاشقانهاش با «مارتین» هم آنطور که بهنظر میرسد، ساده و بیخطر نیست.
قسمت 5
توماس که در تمام مراحل کنار گذاشته شده و مورد بیاعتنایی قرار میگیرد، برای فرار از فشارها به الکل پناه میبرد. در همین زمان، لیلا نیز در برابر حجم اتفاقاتی که رخ داده، در خود فرو میرود.
قسمت 6
و در نهایت، وقتی خود را در قلب لانهی شیر میبیند، لیلا حقیقت هولناکی را دربارهی ربوده شدن خودش در کودکی کشف میکند.