چند همسایه که در مزرعه ای در یکی از روستاهای جورجیا گرفتار شده اند، باید اختلافات خود را کنار بگذارند تا بتوانند دربرابر تهدیدی مرموز و مرگبار بایستند
به حبابها فکر کن
حیوانات در مزرعه چنوت رفتار عجیبی از خود نشان میدهند؛ خانواده و همسایهها به دنبال آرلوی گمشده میگردند.
فانوس کوچک من
بدون سرویس تلفن همراه و برق، خانواده چنوت و همسایههایشان به شدت به دنبال کمک میگردند.
کاملاً بیدلیل
روبن و جیمز از ناواروها کمک میخواهند؛ آرلو حقیقت آنچه در حال وقوع است را فاش میکند.
در قلب کشور
جیمز و روبن در مزرعه اسیر میشوند؛ آرلو، مری و نیکلاس با مردی مرموز ملاقات میکنند.
من شاهد بیماری هستم
تراویس تعریف میکند که چگونه به مزرعه ناوارو پناه برده و خطر را برای خانواده جیمز آشکار میسازد.
تو نمیدانی بردن چه معنایی دارد
جیمز و روبن با مکنبِ زخمی بازمیگردند؛ جیمز به حقیقتی هولناک دربارهی مادرش پی میبرد.
هیچجا نیست (قسمت ۱)
شک و بدبینی بر گروه حاکم شده است؛ دونالد به روبن میپیوندد تا کارهای ناتمام را به سرانجام برساند.
هیچجا نیست (قسمت ۲)
پس از کشف اینکه چه کسی دنبال آرلو است، مگی و جیمز برای نجات خانوادهشان به اقدامات غیرمنتظرهای دست میزنند.