وقتی لوک الیس، نابغهی ۱۴ ساله، ربوده میشود، در مؤسسهای به هوش میآید؛ جایی پر از کودکانی که همگی به همان شیوهای که او آمدهاند، به آنجا آورده شدهاند و همگی دارای تواناییهای غیرعادی هستند. در شهری نزدیک، تیم جِیمی، افسر سابق پلیس که با گذشتهای تلخ دستوپنجه نرم میکند، گرفتار ماجرایی میشود...
پسر
لوک الیس در مؤسسهای به نام «انستیتو» به هوش میآید؛ مرکزی که نوجوانان دارای قدرتهای روانی را میرباید. خانم سیگسبی، مدیر کاریزماتیک این مکان، ادعا میکند که آنها در حال نجات جهان هستند. در همین حال، تیم جِیمیسون برای فرار از گذشتهی آزارد
تزریق برای نقطهها
لوک با سایر ساکنان بخش جلویی انستیتو رابطه برقرار میکند و نقشهی فرار خود را میکشد. همزمان، خانم سیگسبی در حال مدیریت پیامدهای یک نقص امنیتی است. در شهر، تیم شروع به تحقیق دربارهی انستیتو میکند، اما خیلی زود خود را درگیر یک رویارویی پرخطر میبیند.
فارغ التحصیلی
لوک شروع به نقشه کشیدن برای فرارش میکند در حالی که سیگزبی حواسش پرت است و سعی دارد بیوفایی استکهاوس را افشا کند. در همین حال، تیم یکی از دوستانش را از دست میدهد.
جعبه
همزمان با تشدید آزمایشهای لوک، ورود یک تازه وارد مشکلاتی را برای سیگزبی ایجاد میکند؛ تیم داستان رسمی درباره اتفاقی که برای آنی افتاده را باور نمیکند.
نیمه برگشت
سیگزبی، لوک را فریب میدهد تا تایید کند که تیپی است و او را مجبور میکند تا تلاش خود برای فرار را افزایش دهد؛ سوءظنهای تیم، او را در رادار موسسه قرار میدهد.
اجرا کنید
همانطور که تحقیقات تیم به شکلی که هرگز تصور نمیکرد، نتیجه میدهد و سیگزبی برای جلوگیری از فاجعه تلاش میکند، لوک بالاخره باید تصمیم بگیرد که به چه کسی میتواند اعتماد کند.