در حومه کارگرنشین فیلادلفیا، یک مأمور افبیآی، رهبری گروهی را بر عهده دارد که برای پایان دادن به یک رشته سرقتهای خشونتآمیز به رهبری یک مرد خانوادهی بیخبر، تشکیل شدهاند.
گذرگاهها
مامور ویژه تام برندیس، پس از یک تراژدی خانوادگی، مجبور به بازگشت به میدان نبرد میشود و رهبری یک گروه ویژه جدید را بر عهده میگیرد که در حال بررسی یک رشته سرقت هستند.
اظهارات خانوادگی
در حالی که خانواده تام خود را برای یک قرار ملاقات احساسی در دادگاه آماده میکنند، رابی با یک دوراهی روبرو میشود و میو انتخابی حیاتی انجام میدهد.
هیچ چیز قوی تر از بخشش نیست
در حالی که رابی و کلیف سعی میکنند یک خریدار بالقوه پیدا کنند، تام و گراسو با دارک هارتز همدست میشوند و آلیا و لیزی از همکاران سابق پیچز بازجویی میکنند. بعداً، یک حمله، تام را به افشاگری تکاندهندهای میرساند.
تمام مسیرها
تام در طول آمادهسازی عملیات به وفاداری نیروی ویژهاش شک دارد. رابی و کلیف برنامه ملاقاتشان در پارک را میچینند. پری دربارهی باند تحقیق میکند و اطلاعات شگفتانگیزی به دست میآورد. میو دربارهی استراتژی فرار رابی پرسشهایی مطرح میکند.
گران
با کمک یک شاهد عینی، تام و تیمش یک گام دیگر به حل پرونده نزدیکتر میشوند. پری به دیدن مِیو میرود، و در همین حین، رابی نقشهاش را به اجرا میگذارد. مدتی بعد، تام سرنخی را دنبال میکند که او را به مسیری خطرناک میکشاند.
فراتر از تصورات مربوط به خطا و درستکاری، رودخانهای وجود دار
گروه ضربت، دارک هارتس و رابی در جنگل به هم میرسند و این منجر به یک رویارویی دراماتیک با عواقب گسترده میشود.
صدایی همچنان کوچک
در پی این رویارویی، اعضای گروه ویژه که اکنون منحل شدهاند، همچنان به دنبال پاسخ هستند. در حالی که دارک هارتها برای پوشاندن ردپای خود بسیج میشوند، یک افشاگری تکاندهنده آنها را به رویارویی نهایی سوق میدهد.